در دوران قاجار و سالهای ابتدایی پهلوی، نظم شهری تهران بر پایه قواعد نانوشته اما بهشدت اجرایی بنا شده بود که حتی تاریکترین لایههای جامعه یعنی گدایان نیز از آن مستثنی نبودند. در آن روزگار، پرداخت حقحساب به آژانها و مأموران تأمینات، نه یک انتخاب، بلکه یک الزام سیستمی برای تمامی صنوف بود تا بتوانند در معابر شهر به فعالیت بپردازند.
چرخههای فساد اداری و مالیات بر گدایی در تهران قدیم
بر اساس گزارشهای تاریخی به ویژه در کتاب «طهران قدیم» نوشته جعفر شهری، یک نظام سلسلهمراتبی دقیق برای جمعآوری باج در پایتخت وجود داشت. هر آژان یا مأمور پلیس موظف بود سهمیه مشخصی را به کمیسری بپردازد و این زنجیره تا ردههای بالاتر ادامه مییافت. در نتیجه، این فشار به اقشار فرودست منتقل میشد و گدایان برای حفظ «پاتوق» خود در معابر پرتردد مانند ورودی مساجد یا چهارراهها، ناچار بودند بخشی از درآمد روزانه خود را تحت عنوان رشوه به مأموران بپردازند. در واقع، سیستم مالیات بر گدایی در آن دوران به نوعی به رسمیت شناختن تکدیگری در ازای تأمین منافع پلیس محلی تبدیل شده بود.
شگردهای عجیب تکدیگری در تهران قدیم
گدایان تهران قدیم برای برانگیختن احساسات مردم و کسب درآمد بیشتر، از روشهای خلاقانه و در عین حال زنندهای استفاده میکردند که نشان از سازمانیافتگی این قشر در آن زمان دارد:
گدایان پاتوقدار: این افراد با پرداخت حقحساب به مأموران، حق انحصاری تکدیگری در نقاط پرجمعیت مانند آبانبارها، امامزادهها و قهوهخانهها را خریداری میکردند تا سایر گدایان اجازه حضور در آن محدوده را نداشته باشند.
شیادان حرفهای و مردهگردانها: برخی از گدایان با صحنهسازیهایی نظیر زخمی کردن عمدی بدن، ایجاد جراحتهای مصنوعی، استفاده از داروها برای کفآلود کردن دهان و یا حتی شبیهسازی مراسم کفن و دفن برای مردههای بیصاحب، از مردم پول طلب میکردند. این «مردهگردانها» اغلب در گروههای دو نفره کار میکردند تا با تحریک باورهای شرعی مردم درباره واجب کفایی بودن دفن میت، عواید قابل توجهی به دست آورند.
این بدهبستانهای پنهان میان پلیس و اقشار آسیبدیده، نه تنها نمادی از فساد اداری در ساختار سنتی شهر بود، بلکه بازتابدهنده بخشی از واقعیتهای تلخ اجتماعی در کوچه و خیابانهای تهران قدیم محسوب میشد که در آن، حتی برای گدایی نیز باید به قانون نانوشته مأموران تن میدادند.





















Leave a Reply